تبليغاتX
مالپه ری مو ساسیر - مهاباد و رشد ملت‌گرایی کرد (کوردایه‌تی)
 
   
     
 
 
 
شاید بتوان 'کوردایه‌تی' ابتدایی را ناشی از ویژگی‌های دوران 'ده‌ره‌به‌گایه‌تی' دانست که پس از برچیدن حکومت‌های محلی کرد، خودنمایی آنان به اوج رسید. زیرا هنگامی که حکومت‌های محلی کرد قدرت داشتند، عشایر هر منطقه تحت کنترل حکومت محلی بودند. شیوخ هم قدرت سیاسی خود را پس از ضعف و فروپاشی حکومت‌های محلی بدست آوردند و تا حدی خلاء قدرت آنان را پر کرده‌اند.
 
ب_ تاریخ معاصر مهاباد:

از کوردایه‌تی ابتدایی تا ملت‌گرایی نوین

تاریخ معاصر منطقه‌ی مهاباد با مرحله‌ی نخست فروپاشی حکومت مکریان در ١٨٤٠ آغاز شد. قیام عشایر منطقه علیه خاندان حکومتگر مکری (بابامیری) منجر به تبعید عبدالله خان - آخرین حاکم بومی به تهران شد. متعاقب آن از دربار قاجار برای نخستین بار حاکم غیر بومی به منطقه اعزام و دارالسلطنه‌ی ساوجبلاغ مکری تٲسیس گردید. این جریان موجب ظهور ملت‌گرایی ابتدایی کرد در مطقه شد. البته بیست‌ ماه بعد از تبعید عبدالله‌خان، شرایط بازگشت وی بر اثر اعتراض و تمرد مردم نسبت به تعدی و فزون‌خواهی عمال قاجار، فراهم شد و به دستور محمدشاه، عبدالله‌خان از تهران به مهاباد (ساوجبلاغ)-مقر حکومت خود- بازگشت. در گزارش منتسی عبدالله‌خان، از ماجراهای آن دوره چنین آمده است: [اهل ساوجبلاغ] نظر به غیرت و ...که داشتند از این اضافه که عوامل اعزامی از مردم مطالبه می‌کردند، تمرد ورزیده و (١)در غیاب ٢٠ماهه‌ی حاکم بومی، عوامل اعزامی با همدستی عشایر بلباس و دهبکری به گونه‌ای وضع منطقه و منابع درآمدزای حکام محلی را آشفته کردند، که پس از فوت عبدالله‌خان در ١٨٤٥ بساط حکومت محلی در منطقه‌ی مکری به مرکزیت مهاباد برچیده شد. پس از آن اعمال قاجار با همدستی عشایر محلی از هیچ تعدی نسبت به اهالی کوتاهی ننمودند. این دوره اوج اقتدار 'ده‌ره‌به‌گی' در منطقه بود، زیرا عوامل حکومت مرکزی از خود - جز عده‌ای انگشت‌ شماری خدمه - نیروی نظامی نداشتند تا حکم برانند! بلکه متکی به نیروی سران عشایر (شاه‌دوست!محلی) بودند. بدین سبب، عشایر شاه‌ دوست هم فعال مایشاء بودند (آن دوران اوج اقتدار 'ده‌ره‌به‌گی' بود). اما سرانجام، عمال حکومت قاجار با بهره‌برداری از اختلاف سنتی عشایر، فشار و زیاد خواهی خود را به عشایر نیز تسری دادند. این امر منجر به سرپیچی حمزه‌آقای منگور شد.
 در نتیجه، زمینه‌ی عملی برای قیام و انتفاضه‌ی مردم به رهبری شیخ عبیدالله (در ١٨٨٠) فراهم گردید. ولی آن جنبش در گرداب تمایلات ابتدایی کوردایه‌تی توٲم با خودسری‌های عشیره‌ای فرو رفت. این جریان که "ام‌لحوادث قرن" نام گرفت، با قیام‌ها و اعتراض‌های متوالی در قرن بیستم، پیوند خورد. در فاصله‌ی ١٨٨٠ تا کودتای رضاخان در ١٩٢١ حوادث جنبی فراوانی در منطقه روی دادند. عصیان‌های عشیره‌ای و همراهی گروهی بیکار و فرصت‌طلب برای کسب غنیمت - که از طرف مردم 'شره‌خۆر' نامیده می‌شدند - منطقه را گرفتار نظام سروری و خودسری رؤسای عشایر 'ده‌ره‌به‌گی' نمود.
 
اما از جنگ جهانی اول به بعد، ارتباط‌‌هایی بین مهاباد و کردستان خارج، به وجود آمد. مردم و نخبگان غیر عشیره‌ای وارد عرصه‌ شدند. در ١٩٢٥ مردم مهاباد پس از اطلاع از اعدام شیخ سعید و شیخ عبدالقادر و همراهان در ترکیه، به مدت سه‌ روز عزای عمومی اعلام کردند. آن جریان سرآغاز قدرت‌ نمایی مردم شهری و غیر عشیره‌ای به طور مستقل از عشایر بود، که می‌تواند طلیعه‌ی ظهور ملت‌گرایی نوین کرد در قالب غیر عشیره‌ای باشد.
 

ج- ملت‌گرایی نوین کرد

اولین نشانه‌ی دگردیسی ملت‌گرایی ابتدایی کرد، قایل شدن هویت مشخص برای خویش و تقدم هویت ملی و هویت‌های سطوح پایین‌تر چون وابستگی‌های عشیره‌ای و ناحیه‌ای است. تکیه بر زبان مشترک و هویت تاریخی مخصوص به خود دومین شاخص ملت‌گرایی نوین، ادعای حاکمیت بر خویش است. حتی اگر داخلی و در درون یک کشور باشد، در واقع، ملت‌گرایی نوین کرد، انتقال هسته‌ی اصلی جنبش از عشیره به مردم غیر عشیره‌ای و تعمیم آن است.
در ادبیات سیاسی متداول، می‌توان گفت هسته‌ی اصلی ملت‌گرایی ابتدایی، فئودالی بود و ملت‌گرایی نوین عمومیت‌ یافته و فراگیر می‌شود. ولی نباید آن را منحصر به خرده‌بورژوا یا بورژوا دانست.
در ١٩٤١ با فروپاشی اقتدار رضاشاه، اوضاع عمومی منطقه برای فعالیت‌های ملت‌گرایانه در شکل نوین، آماده گردید. ولی بر اثر رشد آگاهی عمومی و حضور شخصیت‌هایی چون قاضی محمد، بستر شورش‌های سنتی عشیره‌ای در منطقه عقیم ماند. کومه‌له (ژ.ک.) – که شاید در اواخر سلطنت رضاه شاه، طرحی از آن در مهاباد به وجود آمده  باشد، در ١٥ اوت ١٩٤٢ به عنوان یک سازمان نوین سیاسی (نیمه پنهان) تشکیل شد و تبلیغ ملت‌گرایی نوین کرد در ایران را آغاز نمود.
 
٢- پنچ سال تجربه‌ی مدیریت امور منطقه
(تمرین حاکمیت بر خویش، توجه به زبان مشترک و اولویت دادن به هویت ملی به جای هویت‌های محلی دیگر)
از سقوط رضاه شاه در اوایل شهریور ١٣٢٠ تا بازگشت نیروی ارتش در سرآغاز زمستان ١٣٢٥(آغاز ١٩٤٧) مدیریت منطقه به مدت چهار سال در دست سازمان‌های مردمی و شخصیت‌های محلی بود و یک سال آخر آن دوره حاکمیت بر منطقه را – از شمال در کرانه‌های ارس و از جنوب تا سقز – جمهوری کردستان به عهده‌ داشت. پشتوانه‌ی تاریخی منطقه‌ی مهاباد در آن ٥ سال، بدین قرار بود:
١- یک سده‌ی پرآشوب ده‌ره‌به‌گی (خودسری و سروری رؤسای عشایر)
٢- یک سده بود که حکومت محلی برچیده شده و حکومت در دست افراد غیر بومی بود
٣-یک قرن بود که منطقه را آشوب و اعتراض به حکام غیر بومی فراگرفته بود. لذا، مردم غیر عشیره‌ای و شهری که به عصیان‌های عشیره‌ای معترض بودند، نخست از روی کار آمدن رضاشاه استقبال کردند. ولی پس از مدتی از حکومت پهلوی هم – که در تمام شئون زندگی مردم دخالت می‌نمود – سخت برآشفتند. در آن پنج سال ک خود مدیریت امور منطقه را در دست داشتند، راضی بودند به گونه‌ای که هرگز خاطره‌ی آن سال‌ها از ذهنیت نسل شاهد بیرون نخواهد رفت. سرانجام در آن پنج سال بود که ملت‌گرایی نوین کرد در ایران (سروری مردم کرد بر خویش) در منطقه‌ی مهاباد قدم به عرصه‌ی فعالیت نهاد.

٣- تشکیل حکومت کردستان به مرکزیت مهاباد

در اواخر ١٩٤٥ و اوایل ١٩٤٦ بر اثر مساعد بودن شرایط ژئوپولیتیک، رشد علایق ملت‌گرایی نوین کرد و آمادگی حاصل از فعالیت‌های چند ساله (ژ.ک)، جمهوری کردستان تشکیل شد. شاخص‌های‌ آن جریان بدین قرارند: اول تشکیل حکومت با حداقل امکانات و نیروی انسانی (دارای آموزش سنتی). ولی افتخار نخستین حکومت محلی مدرن کرد، هرگز از آن مهابادی یا مکریانی نیست.بل به همه‌ی ملت کرد تعلق دارد. زیر کردهای خارج از حوزه‌ی مکریان، نقش بزرگی در توفیق و شکل‌گیری آن حکومت داشتند. از جمله حضور بارزانی‌ها و کردهای نواحی شمال تا مرز شوروی با نخبگان مهاباد برای تشکیل حکومت‌ کرد همکاری کردند. دوم، بانیان آن حکومت، نام تشکیلات خود را جمهوری کردستان گذاشتند، اما اکنون به عمد یا غیر عمد، در بیشتر موارد نام ملی آن حکومت را حذف نموده و نام محلی بر آن نهاده‌اند!
٤- فروپاشی جمهوری و علل آن
عمر حکومت کرد کوتاه بود. برخی کوتاهی عمر جمهوری را دستاویزی برای تخطئه و نفی آن قرار می‌دهند. گروهی نیز، آن را چنین معنی می‌کنند که تشکیل حکومت اقدامی نسنجیده و نابهنگام بود!
اما در واقع، تٲسیس حکومت کرد در آن برهه، اوج فراست سیاسی و بهره‌مندی از یک فرصت تاریخی بود. از دیگر سو، فروپاشی حکومت، فراتر از توان پدیدآورندگان و گردانندگان آن تشکیلات بود. حکومت محلی کرد به سه علت ناپایدار بود:
اول – آسیب‌های ناشی از عوامل درونی و محلی وابستگی اقتصادی و اجتماعی منطقه به مرکز و پیرامون. توتون، پردرآمدترین محصول در انبارها مانده بود و قاضی محمد، حقوق کارکنان حکومت را در آبان‌ماه از فروش گندم محصول ملکی خود پرداخته بود. اوضاع پریشان اجتماعی و فقدان نیروهای آموزش دیده – در تمام زمینه‌ها – موجب وابستگی منطقه به بیرون شده بود.
دوم – آسیب‌های ناشی از ساختار حکومت مرکزی: ساختار حکومت مرکزی اقتدارگرا، خودکامه و متمرکز متکی بر ایدئولوژی ناسیونالیسم ملت‌خاض از آغاز نتوانسته است حضور رسمی و قانونی فرهنگ‌های متفاوت ایرانی غیر فارس را تحمل کند بل، آن را موجب تجزیه‌ی کشور می‌داند! در حالی که ایران را نه یک قوم، بل هم‌گرایی گروهی از اقوام تشکیل داده است. ولی بی‌عدالتی‌های حکومت مدرن، به هم‌گرایی آسیب می‌رساند.
سوم – آسیب‌های ناشی از عوامل دیگر اوضاع ژئوپولیتیک و تقسیم‌بندی جهان به شرق و غرب (ایران در منطقه نفوذ غرب قرار گرفته بود). از دیدگاه غرب، حکومت کردستان، در زمانی به وجود آمده بود که شوروی در آن منطقه حاکم بود. لذا، پس از پایان جنگ جهانی دوم جغرافیای کره‌ی زمین به دو بخش تقسیم شد: غرب ( کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته)، هر ساختاری را که از پیش در منطقه‌ی نفوذ شرق (شوروی و کشورهای سوسیالیستی) به وجود آمده بود، یا بر پایه‌ی ایدئولوژی چپ بنا نهاده شده یا ایجاد می‌شد، دست نشانده‌ی شوروی و شرق می‌خواند.
 

٥- سیاست‌‌های مستقل محلی

اقدام به تٲسیس جمهوری کردستان، جدا از آذربایجان، و تکیه بر نام 'کردستان' توسط بانیان آن و ایستادگی در برابر نظر باکو و شوروی بود که می‌خواستند نواحی کردنشین شمالی را جزئی از آذربایجان بشمارند. در حالی که تلقی این منطقه از کردستان به عنوان بخشی از آذربایجان به تقسیمات کشوری دوران پهلوی باز می‌گردد. البته در جنگ‌های قرن شانزدهم بین ایران و عثمانی، مرز کنونی به عنوان سر حد بین دو کشور تعیین شد. ولی آن سر حدات، در مناطق کردنشین به وجود آمدند نه در مرز آذربایجان یا عثمانی. سپس به مرور این باریکه از کردستان به قلمرو "اداری" آذربایجان افزوده گشت. خانی در سه قرن پیش به مرزبندی ایران و روم (عثمانی) در خاک کردستان اشاره کرده است.
موضع‌گیری سران کرد در برابر شوروی و تشکیل حکومتی به نام ملی کردستان – نه به نام یک منطقه چون مهاباد یا مکریان – نشان می‌دهد که سران کرد، نه تنها نخواستند به میل مسکو و باکو رفتار کنند، بل با اتکا به سیاستی مستقل از شوروی، باکو و تبریز، در فکر احیای هویت پنهان‌شده‌ی کردستان از مناطق شمال غربی ایران و سروری مردم کرد بر خویش بودند. اما با کمال تٲسف باید گفت اکنون کسانی که در فکر جا انداختن "نظر و منظور" خود هستند، اعتنایی به کشف واقعیت‌هایی که به سود مردم کرد است، ندارند.
کردها در ١٩٤٦، حکومت خود را بر مبنای سنت‌های اجتماعی خود بنا نهادند و از سنت گروه چپ پیروی ننمودند. اکثر مقامات درجه یک در دست روحانیون بود. مقامات دیگر نیز در اختیار کسانی بود که در ادبیات چپ خرده‌بورژوا و فئودال خوانده می‌شدند، لذا چنان حکومتی نمی‌توانست دست‌نشانده‌ی چپ باشد! ولی بانیان حکومت، از همان آغاز، 'سرنوشت' حکومت خود را در گرو اوضاع جهانی و قدرت حکومت مرکزی و همکاری همسایگان می‌نگاشتند. در واقع آنان به سان سال‌های بعد، اسیر احساس و ایدئولوژی‌های سیاسی نبودند. بلکه از روی اندیشه و تجارب گذشته و سنتی خویش عمل کردند، بدین سبب، علاقمند بودند از طریق گفت و گو به حقوق خود دست یابند. از سوی دیگر، پس از تغییر وصع جهانی، رژیم شاه هزگز با نظر آنان موافقت نمی‌کرد. با این حال، گردانندگان حکومت محلی برای حفظ اقتدار خود بر سلاح تکیه نکردند. زیرا نیک می‌دانستند که توان مقابله با نیروی دولت را ندارند. در حالی که بیست سال بعد، دیدگاه‌ها تحت تٲثیر ایدئولوژی‌های سیاسی چنان شیفته‌ی تکیه بر تفنگ شدند که یک گروه چهل پنجاه نفری از جوانان و مردان پاک دل، بدون هیچ برآوردی به مقابله‌ی رژیم شاه برخاستند. در حالی که در آن هنگام، رژیم شاه بسیار نیرومندتر از سال ١٩٤٦ بود.
سران حکومت ١٩٤٦ به سبب برتری قاطع نظامی (و پشتیبانی غرب از حکومت پهلوی) و نیز وضع پریشان اقتصادی و اجتماعی منطقه‌ی خودسرور- در تمام زمینه‌ها- مایل به مقاومت مسلحانه نبودند. ولی مقاومت فرهنگی را از خود به یادگار گذاشتند. (قاضی محمد در نطق‌‌های خود [نگارنده در سلک دانش‌آموزان در صف مستمعین بود] می‌گفت: مردم ما بی‌سوادند. ما پزشک نداریم و به دیگران نیازمندیم... اگر همسایگان قصد ادامه‌ی محاصره‌ی ما را داشته‌ باشند، ما گرای تولید آتش می‌بایست چون مردمان دوران حجر عمل کنیم و با سنگ آتش‌زنه آتش تولید کنیم! او با بارها می‌گفت که ما برای دستیابی به حقوق غضب شده‌ی خود نباید متکی به تفنگ باشیم. بلکه باید از راه علمژ و مدنیت و تلاش خستگی‌ناپذیر و برای کسب حقوق پایمال شده‌ی خود بکوشیم.)
به نظر سران حکومت، جنگ با دولت، موجب انهدام منطقه، وادار کردن اجباری عشایر و دیگران به جنگ با طرفداران حکومت محلی و برادرکشی می‌گردید و شکست محتوم بود. در هر حال حرکت بزرگ مردم کرد در ١٩٤٦- که با کم‌ترین هزینه، بزرگ‌ترین دستاورد را به تاریخ ملت کرد سپرد- لیاقت مردم کرد را در سروری بر خود نشان داد. البته، متابعت سران عشایر و ملاکین از حکومت کردستان بنا به مصلحت هر دو طرف در آن برهه‌ی حساس بود. سران حکومت می‌خواستند تا تحکیم موقعیت خود از تحریک مخالفین خودداری کنند. سران عشایر هم، ضمن مشارکت در قدرت توانستند منافع طبقاتی خود را پاس بدارند.
 

٦-عوارض منفی جریان ١٩٤٦

نگاه رژیم پهلوی به کردستان به ویژه مهاباد، پس از جریان ١٩٤٦ بر محور تحمیل (محرومیت همه جانبه و تضعیف)قرار گرفت. پس از جریان ١٩٧٩ این نگرش تا مدتی تشدید شد. (واگذاری بخش‌های وسیعی از مهاباد به میاندوآب مؤید این نظر است). اما اخیرا امیدهایی به تغییر سیاست دولت نسبت به مناطق کردنشین به چشم می‌خورد. پس از فروپاشی حکومت ١٩٤٦، رژیم پهلوی برای انتقام از مردم کرد به ویژه مهاباد در چند جهت گام برداشت: ١- تحمیل محرومیت بیشتر بر منطقه و استحاله‌ی آن در درون آذربایجان ، بیگانه انگاری و تبعه‌ی درجه دو انگاشتن کردها در منطقه. ٢- تشدید دشمنی‌ها و اختلافات سنتی در بین کردها (اقدام به تهیه‌ی طومارهای _بیشتر جعلی و متکی به کراره- بر ضد سران حکومت کرد). ٣- ایجاد بدینی میان ترک و کرد به گونه‌ای که در ٢٨ مرداد ١٣٣٢ گروهی از او باش شهرهای مجاور را برای همراهی با نیروهای انتظامی به مهاباد آوردند و در ملاعام فعالین سیاسی کرد را توسط آنان مورد ضرب و شتم قرار دادند (زیرا بر خلاف سایر شهرها حتی مزدوران محلی رژیم شاه نیز در ضرب و شتم فعالان سیاسی با عوامل رژیم همراهی نمی‌کردند).
 

٧_ واقعیت‌های دیروز تا ذهنیت‌های امروز

قاضی محمد، هیچگاه تمام امید خود را به شوروی و دیگران نبسته بود. از فردی مسلمان و فاضل بود. در کنار تحصیلات مذهبی و سنتی، به دانش نوین و زبان‌های خارجی و اسپرانتو بسیار علاقمند بود. او در ایجاد حکومت، نظر کمونیست‌ها را لحاظ ننمود. بیشتر اعضای هیات دولت وی و مصادر قدرت از روحانیون و افرادی با موضع طبقاتی مخالف کمونیسم تشکیل شده بود. حکومت ١٩٤٦ بیش از این که پاینبد ایدئولوژی باشد، پایبند به اصول اخلاقی، سنت‌های محلی و مذهبی بود. قاضی محمد نشان داد اگر قدرت‌های مسلط بر کرد بگذارند، کرد می‌تواند خود را بهتر از سلطه‌گران اداره کند و راهی برای بهبود زنه‌دگی طبقات محروم – که اکثریت جامعه‌ی کرد را تشکیل می‌داد- بیابد. قاضی محمد ثابت نمود که ممانعت سلطه‌گران از دستیابی مردم کرد به حق سروری بر خود در درون کشور نیز، جز زورگویی محمل قانونی ندارد. ' روزولت وابسته‌ی نظامی آمریکا در تهران در سال ١٩٤٦ در مجله میدل ایست شرقی در شماره‌های ژویه و ژوئن ١٩٤٧ آن چنان منصفانه بر مبنای مشاهدات خود و گزارش‌های مخفی ... از شخص قاضی محمد و حکومت کرد تمجید می‌کند که ضرورت دارد نویسندگان و بحث‌پردازان کرد آن را بخوانند. تنها موضعی که وی علیه جریان ١٩٤٦ گرفته است پیروی از سیاست آن روز کشور متبوع خویش امریکا است. از حکومت کرد را دست نشانده‌ی شوروی رقیب غرب می‌داند. با این حال او در حقانیت کردها و این که رژیم‌های سلطه‌گر بهتر است حقوق کردها را مراعات کنند و ناسیونالیسم کرد در سال‌های بعد رو به گسترش خواهد بود، بسیار عالمانه و منصفانه است.
روزولت، در مقایسه‌ی شیوه‌ی حکومت در 'مهاباد و تبریز' می‌نویسد: "در قهوه‌خانه‌های مهاباد صدای رادیوهای مخالف شوروی به گوش می‌رسد. کاری که در تبریز، نتیجه‌اش اعدام است." هنگامی که قاضی محمد دریافت اوضاع از هر سو به زیان حکومت کرد تغییر کرده‌ است (از نظر ژئوپولیتیک، حکومت بی‌پشتیبان ماند، تبریز سقوط کرد. وضع اقتصادی حکومت بسیار پریشان بود. عشایر، برای حفظ منافع خود به شاه پیوستند. رژیم شاه به طور کامل مورد پشتیبانی غرب قرار گرفت. نیروهای حکومت محلی قادر به ایستادگی طولانی در برابر مرکز نبودند. از به منظور ممانعت از جنگ، ویرانی و کشتار مردم منطقه، خود را "فدا" نمود.
بیشتر اعضای حکومت کرد. از روز نخست بازگشت ارتش به مهاباد بازداشت شدند. قاضی محمد پیش از بازداشت خویش، در حضور بیش از ٢٦ نفر از بازداشت شدگان به فرمانده سپاه و دادستان نظامی گفت: "چرا این‌ها را بازداشت نموده‌اید؟ این‌ها کاره‌ای نبوده‌اند. من با اجبار این‌ها را به کار واداشته‌ام. من را به جای همه‌ی این‌ها محاکمه کنید."
 این اقدام متهورانه و فداکارانه، که در اوج ارزش‌های انسانی و اخلاقی است، قاضی محمد را برای همیشه برفراز شخصیت‌های سیاسی تاریخ قرار داده است. اگر ملت کرد توان تشخیص دوست و دشـمن خود را داشت، اگر از حافظه‌ی تراریخی خوبی بهره‌مند بود، اگر مانند جوامع پیشرفته راهکار حفظ هم‌بستگی خود را می‌شناخت، می‌بایست شان شخصیت‌های برجسته و فداکار خود را حفظ می‌نمود. پس از فروپاشی حکومت کردستان و اعدام قاضی محمد، رویدادهای آن دوره از دو منظر مورد نکوهش برخی از اشخاص قرار گرفت. الف- این که چرا قاضی محمد و کردها به روس‌ها اعتماد کردند و بساط آن حکومت (بی‌پایه)را براه انداختند؟ ب- این که قاصی محمد بی جهت جان خود را فدای این مردم (فراموش‌کار و حق‌ناشناس) نمود. اما امروز هم بحث‌ها بیش از این که روشن‌گرانه و آموزنده باشد، آسیب‌های دیرپای جامعه ما را شناسایی کنند، ماندگاری نارسایی‌های دیرپای رفتاری را در قالب‌های نو نمایش می‌دهند. هدف و نتیجه‌ی بحث‌ها بیش از این‌که روشن‌گری باشد، ارضای خودخواهی‌ها، تخریب حافظه‌ی تاریخی و فرق ننهادن بین دوست و دشمن، تقویت ناسپاسی و حق‌ناشناسی در بین مردم و از میان برداشتن حایل‌های اخلاقی است. برخی از نویسندگان و نظرپردازان اعتنایی به نوع 'منبع و مرجع' ندارند. متون را از منابع جهت‌دار، برای ثبوت نظر خود "انتخاب" می‌کنند تا نظر خود را "ثابت"کنند!
 
بدین سبب در زیر به بررسی و آسیب‌شناسی موردی از این بحث‌ها پرداخته‌ام. در آخر مقاله‌ی جمهوری کردستان ١٩٤٦ و بیم از واقعیت‌‌های ناگفته٢ آمده‌ است. جمهوری کردستان خلق‌الساعه و غیر طبیعی بود. شاید بدین سبب غیر طبیعی بود که با کم‌ترین امکان -از نظر نیروی انسانی کارا و پشتوانه‌ی محکم اقتصادی – به طور شایسته‌ای از یک فرصت تاریخی بهره‌برد و افتخار بزرگی برای مردم کرد کسب کرد. ولی با توجه به شرحی که در آغاز گفتار آمد خلق‌الساعه نبود. زیرا مردم آن ناحیه از ١٩٤١ مدیریت تمام امور منطقه‌ی خویش را در دست گرفته بودند. سرانجام در ١٩٤٦ گروهی از افراد فعال و علاقمند، از شرایط مناسب آن زمان بهره‌برداری نمودند و نخستین حکومت تمام عیار کرد را با حداقل امکانات تشکیل دادند. کسانی که نفی‌انگاری را در جای بررسی و تحقیق قرار می‌دهند، فقدان یا بی‌توجهی به شواهد آشکار برای برقراری ارتباط با کردهای جنوب را دلیل دیگری برای ثبوت بی‌توجهی و ناکارآمدی سران جمهوری اعلام می‌کنند. نویسندگان دیگری نیز (از جمله در کتاب اوضاع سیاسی کردستان م. برزویی- که رساله دانشگاهی هم هست) از دیدگاههایی برای نفی جمهوری ١٩٤٦ کرد، استفاده کرده‌اند. آنان بر مبنای اوضاع امروز به ارزیابی دیروز پرداخته‌اند. در حالی که برقرار کردن پیوند در آن دوره- که رسانه‌های همگانی در دسترس نبود- ارتباط می‌بایست بین تشكیلات و سازمان صورت گیرد. ولی در آن دوره هیچ تشكیلات آشکاری وجود نداشت. برقراری پیوند با کردهای تحت سیطره رژیم پهلوی، می‌بایست در کمال اختفا و فاقد شواهد آشکار باشد. با یان حال اعزام چنان ماموریت‌هایی به میان عشایر آن منطقه (که تنها بخش متشکل جامعه‌ی آن روز کرد بودند!) از جانب جنبش کرد در شمال، توسط نیروهای دولتی در کرمانشاه گزارش شد و در همان مقاله و مقالات دیگر، به آن پیوندها اشاره شده است. از سوی دیگر، بهره‌برداری خلق‌الساعه از شرایط تاریخی، سیاسی و ... خود نشان‌دهنده‌ی بلوغ و نبوغ سیاسی و کارآمدی نخبگان هر جامعه‌ای در هر دوره‌ و در هر نقطه‌ای از جهان است. کاری که در ١٩٤٦ به یاری درس‌آموخته‌گان سنتی به شیوه‌ای نسبتا شایسته صورت گرفت. ولی ٢٣ سال بعد در ١٩٧٩ با وجود وفور درس‌آموخته‌گان نو، احزاب مترقی و گستردگی جنبش در سراسر کردستان، جز زیان‌های جبران ناپذیر، به هدر دادن امکانات، فرصت‌ها و شرایط مناسب دستاوردی نداشتند.
 
 
 
   |    نوشته شده توسط کارو
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور