تبليغاتX
مالپه ری مو ساسیر
 
   
     
 
 
   
 
   |    نوشته شده توسط کارو ادامه مطلب ... | 
 
 
  سَردَشت یکی از شهرستانهای کردنشین استان آذربایجان غربی است که از شمال به مسافت ۸۵ کیلومتر به شهرستان پیرانشهر و از جنوب به مسافت ۶۰ کیلومتر به شهرستان بانه و از جنوب غربی با مسافت ۱۲۵ کیلومتر به شهرستان مهاباد منتهی می‌‌شود شهرستان سردشت از غرب به کردستان عراق منتهی می‌شود. شهر سردشت ۳۰ کیلومتر با کردستان عراق فاصله دارد طول نوار مرزی این شهرستان با کشور همسایه ۹۶ کیلومتر است. ارتفاع شهرستان سردشت از سطح دریا ۱۷۸۹ متر است. این شهر با وسعت حدود ۱۴۴۲ کیلومتر مربع بین ۳۶ درجه و ۱۰ د قیقه عرض شمال و ۴۵ درجه و ۲۸ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد.  
 
   |    نوشته شده توسط کارو ادامه مطلب ... | 
 
 
 

ئه‌ م شاره‌ له‌ دیدی مێژووه‌ وه‌

خه‌ ڵكی كوردستان شاری سه‌ رده‌ شت

به‌ شوێنی له‌ دایك بوونی" زه‌ر ده‌شت"

پێگه مبه‌ ری ئێرانی ده‌ زانی ، له‌وه‌ راكه‌

ئه‌ م نێوه‌ به‌ كوردی ‌زه‌ رده‌شت( زرتشت وزرادشتره‌)-ی فارسی پێ ده‌ ڵێن

 
 
   |    نوشته شده توسط کارو ادامه مطلب ... | 
 
 
 
جمهوری مهاباد
ناصر رحیم‌خانی
ناسيوناليسم کرد، همواره از دو گرفتاری بزرگ آسيب ديده است. از درون گرفتار مناسبات سنتی و روابط قبيله‌ای و از بيرون گرفتار چنبره­ی رقابت دولت­های منطقه و قدرت­های بين­المللی. اين دو گرفتاری همزاد، جنبش ناسيوناليسم کرد را به دور باطل خيزش ـ شکست ـ خيزش‌ کشانده­اند
 
 
   |    نوشته شده توسط کارو ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 مهاباد و رشد ملت‌گرایی کرد (کوردایه‌تی)
الف- یک سده ملت‌گرایی ابتدایی:
مطالبات ملت‌گرایی ابتدایی کرد، چارچوب مشخصی نداشت. زیرا فعالان آن طرحی برای اداره‌ی مناطق کردنشین در دسترس نداشتند(نظیر قیام شیخ عبیدالله ١٨٨٠ و شورش سمکو ١٩٢٠). در واقع، تلاش سران عشایر مشروعیت بخشیدن به "ده‌ره‌به‌گی" یعنی خودسری رؤسای عشایر و رویکرد مدام به سروری رهبران طریقت‌ها بود.
 
 
   |    نوشته شده توسط کارو ادامه مطلب ... | 
 
 
 

له‌ ئاخر و ئۆخری سه‌ده‌ی هه‌شته‌می پێش له‌ زایین هۆزێكی ئازای ئاریایی له‌ ڕیزه‌ چیاكانی زاگرۆس سه‌ری هه‌ڵدا و خه‌ڵكانی ئه‌و ده‌مه‌ی دانیشتووی زاگرۆس كه‌ بریتی بوون له‌ گۆتییه‌كان، لۆلۆییه‌كان، كاسییه‌كان، هۆرییه‌كان و هتد نه‌یانتوانیبوو به‌رگه‌یان بگرن و ئاخری له‌ ناوی ئه‌واندا توابوونه‌وه‌. ئه‌م خه‌ڵكه‌ نوێیه‌ "ماده‌كان" بوون (باپیره‌ی كوردانی ئه‌وڕۆكه‌) كه‌ پاشتر توانییان ئیمپراتۆرییه‌كی مه‌زن پێك بێنن.
 
 
   |    نوشته شده توسط کارو ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

کشف نقش الهه‌‌هاي بالدار در کاوش‌هاي تپه ربط تاريخ ارسال: پنجشنبه، 21 مهرماه 1384


برای اولین بار، تازه ترين كاوش ها در تپه ربط سردشت به كشف نقش چهار الهه بالدار روي آجر در سه هزار سال پيش منجر شد.
گروه استان ها: تازه ترين كاوش هاي باستان شناسي در تپه ربط سردشت به كشف نقش چهار الهه بالدار روي آجر در سه هزارسال پيش منجر شد. براي اولين بار است که كاوش هاي باستان شناسي به كشف الهه بالدار در ايران منجر مي شود.
تپه ربط در شهر سردشت و در كرانه شرقي رودخانه زاب كوچك قراردارد تا پيش از بررسي ها، وسعت اين تپه چهارده هكتار تخمين زده مي شد اما كاوش ها نشان داد كه اين تپه 25 هكتار وسعت دارد.
«رضا حيدري»، باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري آذربايجان غربي گفت: «اولين فصل كاوش در تپه ربط2 كه در شهر ربط از شهرستان سردشت قراردارد به كشف چهارالهه بالدار منجرشد. تاكنون چنين نقشي در هيچ يك از سايت هاي كشور ديده نشده است. به ويژه آن كه اين الهه ها به عصر آهن يك يعني 3 هزار سال پيش باز مي گردند. »
حيدري گفت: « اين تصاوير بسيار منحصر بفرد است حتي در تخت جمشيد با آن عظمت هيچ نقشي از زن يافت نمي شود. در تخت جمشيد انسان هاي ريش وجود دارد. بالاتنه الهه هاي کشف شده در تپه ربط شبيه يك زن و پايين تنه آن ها شبيه يك حيوان مانند آهو يا گاو است که بال هاي برافراشته آن ها در کنار تن آن ها قرار گرفته است.»
تپه ربط كه سطحي ترين فرهنگ آن به هزاره اول پيش از ميلاد باز مي گردد، يكي از بزرگترين محوطه هاي تاريخي شناخته شده در شمال غرب كشور است. كاوش هاي باستان شناسان در شمال غرب كشور براي مطابقت اين تپه با مركز كشور آرديني(موصاصير) از شهريورماه سال 84 آغاز شده است. طبق مستندات موجود بزرگترين معبد خداي حاليدي در دولت آرديني قرار دارد.
دولت موصاصيرها همزمان با دولت اورارتو و آشورها بوده است. اين حكومت از سوي آَشورها آرديني(كشور آفتاب)خوانده مي شد. موصاصيرها بر اساس شرايط سياسي منطقه گاهي با آشورها و گاه با اورارتو ها هم پيمان مي شدند.


 

 
 
   |    نوشته شده توسط کارو
 
 
 

کشور آفتاب در ربط طلوع کرد

جدیدترین بررسى‌ها در تپه‌ى ربط سردشت به کشف آثارى از تمدن اورارتوها منجر شده است. این کشف احتمال وجود مرکز دولت موصاصیر(کشور آفتاب) در سه هزار سال پیش را قوت بخشید. موصاصیرها دولتى همزمان با اورارتو و آشورى‌ها بوده است. این حکومت از سوى آشوریها، آردینى یا کشور آفتاب خوانده مى‌شد. موصاصیرها براساس شرایط سیاسى منطقه گاهى با آشورها و گاه با اوراتورها هم پیمان مى‌شدند.
بررسى‌هاى هیات کاوش باستان شناسى در تپه‌ى شماره‌ى 2 ربط سردشت که به سرپرستى آقاى بهمن کارگر باستان شناس و عضو هیأت علمى دانشگاه از اوایل شهریور 84 با تخصیص اعتبار ویژه‌اى شروع شده است به کشف آثارى چون خط میخى نقاشى شده اورارتویى بر روى آجر. آجرهاى لعاب دار و رنگى با موضوعات هندسى، گیاهى، حیوانى و اساطیرى که با برخى از سفالینه‌هاى زیوه سقز، کوه زندان تکاب و قلایچى بوکان مشابه است منجر شده است و نظریه وجود مرکز موصاصیرها را در این شهر قوت بخشیده است. کشف یک محوطه پوشیده از قلوه‌سنگ‌هاى رودخانه‌اى به شکل دوایر متحد المرکز منحصر بفردترین دستاورد معمارى مکشوفه در این بر منطقه اثر کاوش هاى اخیر بوده است بطورى که این نوع معمارى ها تاکنون در هیچ یک از محوطه‌هاى مشابه در شمالغرب ایران دیده نشده است. وسعت و حریم تپه و محوطه منتسب به آن 25 هکتار است. و بر طبق مستندات موجود بزرگترین معبد خداى هالدى(خالدى) در دولا آردینى(موصاصیر) قرار دارد

 
 
   |    نوشته شده توسط کارو
 
 
 

ايران در هزاره اول ق.م.

بررسي جامع تاريخ و فرهنگ و جغرافياي ايران را در دوران ماد مي توان به اعتباري مشكل ترين و پيچيده ترين بخش از دورانهاي تاريخي اين سرزمين به شمار آورد. وجود نظريه پردازيهاي پژوهشگران مختلف كه هر يك در زمينه أي خاص ، چون زبان شناسي ، نژادشناسي ، دين شناسي و… صاحب نظر بوده و از ديدگاه خود با موضوع برخورد كرده اند از يك سو ، و نيز نظرات پژوهشگراني كه كار خود را متوجه بخشهاي خاصي از مجموعه جامعه ايران هزاره اول ق.م. ، مانند ايلاميان ، ماناييها ، اورارتوها و يا تمدنها و دولتهاي همجوار چون آشور و بابل ساخته اند ، از سوي ديگر عامل موثر در ايجاد پيچيدگي و دشواري مسير پژوهش گرديده است . اين پيچيدگي بدان جهت است كه عمده اين پژوهشگران كوشيده اند تا هر چه بيشتر بر موضوع مورد نظر خود تاكيد كنند و با مرزبنديهاي بسيار مستحكم ، به هر بخش به عنوان واحدي مستقل در تمامي ابعاد بنگرند . عجيب آنكه با ورود به دوران هخامنشي ، اين نحوه برخورد به ميزان غير قابل تصوري دگرگون گرديده و با نگاهي جامع و فراگير به آن برخورد شده است .
اما ، با توجه به اينكه دانش باستان شناسي در اين مورد بيشتر و بهتر از علومديگر مي تواند اظهار نظر كند ، در كل بررسيهاي اين دوران باستان شناسي نقش عمده و اساسي بر عهده ندارد.

منابع نوشته كهن مربوط به دوران ماد ، به زبانهاي گوناگون مانند بابلي ، آشوري ، ايلامي ، اورارتويي ، پارسي باستان ، اوستايي ، ارمني قديم ، عبري قديم ، يوناني ، لاتيني ، آرامي و … مي باشند كه به دليل تنوع آنها ، و مشكلات فراوان در خواندن كامل برخي از اين زبانها و انجام نگرفتن يك بررسي تطبيقي بر روي آنها نمي توان بهره لازم را از اين منابع گرفت . از سوي ديگر ، در نوشته هاي آشوري با توجه به همجواري آن سرزمين با ايران در دوران ماد و تعداد فراوان كتيبه هاي به جاي مانده در آن زبان كه به اعتباري بايد بيشترين اطلاعات را درباره اين دوران در برداشته باشند ، از سال سي ام قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد هيچ چيز درباره ماده ها وجود ندارد .
در ميان نوشته هاي مختلف ، بيش ازهمه رساله مختصر هرودوت است كه با وجود همه ايرادهاي وارد بر آن ، آگاهيهاي قابل ملاحظه أي درباره مادها به دست مي دهد ، به ويژه درباره دوران مهم شكل گيري و گسترش آن دولت يعني زماني كه منابع آشوري آن را مسكوت گذارده اند .
در قرنهاي آغازين هزاره اول پيش از ميلاد تا زمان استقرار دولت قدرتمند ماد در دهه آخر قرن هفتم ق.م. در بخش وسيعي از شمال ، غرب ، جنوب غربي و قسمتي از جنوب فلات ايران ، با نام قومها و دولتهايي چون مانايي ها ، سكاها ، كاسپي ها ، اورارتوها ، كاسي ، ايلاميها ، سومريها ، پارسها و … برميخوريم كه در جريان درگيريهاي منطقه غرب فلات ايران بين خود و يا با آشوريها – به عنوان حكومتهاي منطقه أي و قومها و طايفه هاي قدرتمند – حضوري فعال داشته اند . در همان هزاره اول ق.م. برخي از اين قومها را با نامهاي ديگري كه از پيشينه أي بسيار كهن در منطقه برخوردار بودند ، مي خواندند ، چنانكه " اورارتوييان" و مردم ماننا ، ماد را " گوتي " مي ناميدند .
گوتي ها در كنار لولوبي ها ، ميتانيها ، ايلاميها ، كاسي ها و كاسپي ها از جمله ساكنان كهن فلات به شمار مي رفته اند كه با نام و آثار آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد ، در منطقه آشنا هستيم .
 براي شناخت جامع فرهنگ و تمدن دوران ماد كه تا"ثيري بنيادين بر دورنهاي بعد و به ويژه عهد هخامنشيان گذارده است ، آگاهي بر وضع اين اقوام و دولتهاي منطقه أي گريزناپذير مي باشد . به ويژه آنكه گروهي از تاريخ نويسان بر حسب گرايشهاي خاص خود درباره اصل و منشاء هر يك از اين قومها و منطقه حكمروايي ، زبان و تمدن و رويدادهاي مربوط به آنان ، به گونه أي مطلب را عنوان كرده اند كه خواننده بدون توجه به موقعيت جغرافيايي آنان و وسعت حوزه اقتدارشان چنان مي پندارد كه هر يك به صورت جزيره أي جدا از ديگران و با اصل و منشئي متفاوت ، صاحب فرهنگ و تمدني از ريشه ويژه و مستقل بودنده اند . وليكن در اصل ، عمده آنان اقوامي بوده اند كه در منطقه هايي نه چندان وسيع – در مجاورت هم – هر يك در زير چتر قدرتهاي سياسي قومي و قبيله أي خود – توانسته بودند حكومتهاي محلي كوچك يا متوسطي را تشكيل دهند .
شكي نيست كه قدرتهاي چون ايلامي ها ، كاسي ها و ميتاني ها در طي دوراني طولاني از توانمنديهاي فراوان سياسي و تمدني شكوفا برخوردار بوده اند . چنانكه اورارتوها از حدود 900 ق.م. نزديك به سه سده توفيق يافتند كه به مرحله ايجاد يك دولت مطرح با آثاري ارزشمند در منطقه برسند و با نيرويي چون آشور ، درگير شوند .
 حال ، با اين مقدمه جا دارد تا مرور كوتاهي بر چگونگي حضور و زندگي و پيوندهاي برخي از اين اقوام نامدار منطقه داشته باشيم . اقوامي كه از آخر سده هفتم ق.م. به بعد ، از وحدت و اجتماع آنان گسترده ترين و مقتدرترين دولت زمان به نام دولت ماد پديدار گشت . دولتي كه مهرف فرهنگ و تمدني شكوفا ، با برخورداري از يكدستيها ، هماهنگيها و پيوندهاي چشمگير است

لولوبي

لولوبي ها در بخش وسيعي از بالاي رود دياله تا درياچه اورميه اسقرار داشتند ، كه در كتيبه هاي آشوري از ناحيه حكمراني آنان ، با نام " زاموا" ياد شده است . آنان از هزاره دوم ق.م. از اين قوم كهن ترين نقش بر جسته ايران در سر پل زهاب پديدآمده است كه به نام نقش " آنوباني ني" مهرف است .
از مهمترين ويژگيهاي اين نقش ، تصوير اولين نفر از شش شخصيت كنده شده در زير تصوير است كه لباس و كلاه آن به طور كامل همان است كه در نقش برجسته هاي تخت جمشيد ، شخصيتها و افسران مادي در بردارند . به عبارت ديگر، در طول نزديك به دو هزار سال ، فرهنگ بخش وسيعي از فلات در زمينه هنر پوشاك ، تداوم داشته است .

گوتي ها

گوتي نام مرداني بوده است كه در همان هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد در شرق و شمال غربي منطقه سكونت لولوبي ها ( در منطقه آذربايجان و كردستان ) مي زيسته اند . از اين مردم ، نقش برجسته معروف " هورين شيخان " در بالاي رودخانه دياله شناخته شده است كه تركيب و موضوع صحنه ، شباهت بسيار به نقش كنده " آنوباني ني " داشته و حدود زماني آنها نيز ، به هم نزديك دانسته شده است . از ديگر آثار مربوط به گوتي ها ، سر مجسمه مفرغي به دست آمده در همدان است كه آن را به يكي از شاهان گوتي در حدود سده هاي پاياني هزاره دوم ق.م. نسبت داده اند . از نظر انسان شناسي ، ريخت چهره اين مجسمه و تصوير كماندار هورين شيخان را " كسون " با تيپ كردان منطقه زاگرس و " ا.ت.آمي " انسان شناس فرانسوي با آذربايجانيان و " ژرژكنتنو" با كاسي ها يكسان ديده اند .

 

ميتاني ها

اين قوم در هزاره دوم ق.م. در قسمت غرب فلات ، از موقعيت برجسته أي برخوردار بوده و در حدود 1500ق.م. دولتي قدرتمند كه از درياي مديترانه تا كوههاي غربي آذربايجان و زاگرس امتداد داشته است، تشكيل مي دادند . سپس ، آنان شمال بين النهرين را نيز به سرزمين خود پيوند دادند .
نخست ، پايتخت آنان شهر واشوگاني ( Vashuganni ) در محل راس عين ( در خابور امروزي ) بود . سپس به آرپخا (
Arrapkha ) در كركوك انتقال يافت . ميتاني ها را آريايي دانسته اند .
يك دسته از اقوام هند و اروپايي كه ظاهرا" بيشتر آنان از افراد جنگجو بودند ، از قفقاز عبور كردند و تا انحناي بزرگ شط فرات پيش راندند . اين عده با هوريان ( بوميان آن ناحيه كه قومي از اصل آزياني بودند ) ممزوج شدند و پادشاهي ميتاني را تشكيل دادند . اين دسته ، محل سكونت خود را تا بين النهرين شمالي توسعه دادند و آشور را محدود كردند و مساكن قوم گوتي را نيز ( كه در دوره هاي شمالي زاگرس واقع بود ) به قلمرو خويش افزودند. همچنين ، مصر را متحد گردانيدند و مقتدرترين فراعنه ، با دختران پادشاهي ميتاني ازدواج كردند . ميتاني ها نه فقط از نظر قدرت سياسي و نظامي ، بلكه از نظر سامان دهي اوضاع اجتماعي و تدوين قوانين نيز ، از موقعيت چشمگيري برخوردار بودند . متنهاي حقوقي به دست آمده از " نوزي " يا " يورگان تپه " ( Urgantepe
 ) در جنوب غربي كركوك درباره قوانين مربوطه به زناشويي ، بچه دار بودن يا نبودن ، هبه و واگذاري اموال ، ارث و قوانين كيفري و مجازاتها و مذهب آنان ، اطلاعات جالبي در اختيار مي گذارد.

كاسي ها

از حدود هزاره سوم ق.م. به بعد ، اين مردم به اعتباري ، نخست در زمينهاي جنوب غربي درياي كاسپين ( خزر ) و بعد در دامنه هاي سلسله زاگرس ، ساكن بودنده اند. مردم ناحيه لرستان كنوني را بازماندگان كاسي ها مي دانند. در نوشته هاي عاشوري ، از آنان با نام " كاسي" ( Kassi ) ياد شده است. نام هگمتانه يا همدان را آشوريها پيش از دوران مادها " كار- كاسي" به معني شهركاسيان مي ناميدند . همچنين ، نام شهرهاي قزوين و كاشان و درياي كاسپين را بر گرفته از نام اين قوم مي دانند.

وسعت منطقه حضور كاسي ها در بخشهاي غربي فلات ، تا همدان امتداد داشته است . كاسيان در برخي از نواحي "ماد آينده" سكونت گزيده و به احتمال قوي ، نواحي مزبور به وجهي استوار جزو قلمرو دولت كاسي شده است . زيرا ، آثار نقاط مسكوني كاسيان در نواحي دور دست ماد نيز تا هزاره اول پيش از ميلاد محفوظ مانده و عنصر نژادي كاسي در حدود جنوب غربي ماد به طور قابل ملاحظه أي انتشار يافته است .
درباره نژاد كاسي ها و پيوندشان با آرياييها، نظرات مختلفي وجود دارد . برخي ، آنان را " آريايي" و برخي ديگر " آزياني" گفته اند . توده جمعيت ( كاسي ) كه در اصل آسيايي بودند ، در آغاز هزاره دوم ق.م. به توسط هند و اروپاييان كه حكومتي اشرافي و نظامي با جمعيت اندك تشكيل داده مجاز شدند كه خود را در ميان طبقه حاكم جاي دهند .
همچنين ، از نام بعضي خدايان كاسي پيداست كه ارتباط خاصي ميان آنان و نژاد هند و اروپايي وجود داشته است .

اورارتوها

در سده هاي آخرين هزاره ق.م. نيز با نام پرآوازه حكومتها و اقوامي در غرب فلات و منطقه أي كه بعد مركز عمده دولت بزرگ ماد را تشكيل دادند، برخورد مي كنيم كه همه در جريان يك رويداد مهم تاريخي دنياي كهن ، از دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد ، با نام دولت و تمدن ماد به زندگي خود ادامه داده اند. عمده آنان عبارت بودند از : اورارتوها ، مانايي ها ، سكاها و سيمري ها . از اين چهار گروه ، اورارتوها از نظر تشكل سياسي و سازماندهي به صورت يك دولت و به جاي گذاردن آثار تمدني ، به ويژه معماري ، از ديگران شرايط ممتازتري داشته اند . اين دولت در حدود سده نهم ق.م. از اتحاد تعدادي از طايفه ها در پيرامون درياچه وان با مركزي به نام " توشيا " سامان گرفت . در زمانهاي بعد ، از يك سو تا درياچه وان و از سوي جنوب تا حوضه هاي رودخانه هاي دجله و بخش بالاي فرات و گه گاه بخش هايي از آذربايجان كنوني را در برداشت .
زبان اورارتويي را از گروه زبانهاي " آسياني " دانسته اند كه با زبان " هوريها " همگروه بوده است . مهمترين ايزد آنان " خالدي " نام داشت . اورارتوها در كار معماري ، فلزكاري و ايجاد كانالهاي آبياري توانمنديهاي بسيار داشتند . ساكنان سرزمين اورارتو در شكل بخشيدن به هنر دوران ماد و سپس هخامنشي ،چون ديگر اقوام ساكن فلات نقش موثري را بر عهده داشته اند . دولت اورارتو ، در آغاز دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به اطاعت اتحاديه مادها در آمد .

مانايي ها

مانايي ها از اقوام صاحب نام و نشاني بودند كه در ناحيه ماد آتروپاتن يا آذربايجان كنون ، در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد تا زماني كه جزيي از دولت بزرگ ماد گرديدند ، از جمله دولتهاي منطقه أي به شمار مي رفتند . ويژگيهاي قومي جامعه مانايي را چنين دانسته اند : مقارن هزاره نخست ، مخلوطي از طوايف مهاجر و بومي – قفقازي و آريايي – به نام ماناي در نواحي جنوب شرقي درياچه اورميه تا حدود جنوب غربي خزر ، به خصوص بين حدود مراغه تا بوكان و سقز امروزي سكونت داشتند .
بيشتر پژوهشگران برآن اند كه مانايي ها شامل اتحاداي از طوايف منطقه بودند و خود از گذشته جزئي از سازمانهاي حكومتي لولوبي – گوتي را تشكيل مي دادند . آنان با پيروزي بر ديگر اتحاديه هاي منطقه، دولت مانا را پايه گذاري كردند . آشوريها به طور بي امان ، در فرصتهاي مختلف براي حمله و غارت ، به سرزمين مانا حمله مي بردند و در هر يورش در پي ويرانگري خود ، جمعي را به اسارت مي گرفتند كه حضور صنعتگران و هنرمندان مانايي در ميان آنان ، غنيمتي گرانبها براي آشوريان به شمار
مي رفت . آنان از وجود أين اسرا در كار رونق شهرهاي آشور ، به ويژه نينوا بهره مي جستند . ميان مانايي ها و اورارتوها نيز با وجود پيوندهاي بسيار نزديك فرهنگي ، بر سر گسترش منطقه نفوذ سياسي درگيريهايي وجود داشت .
مانايي ها ، هم از نظر اقتصادي ، هم از نظر آفرينش آثار هنري ، صاحب توان و رشد فرهنگي والايي بودند . به همين دليل ، در زمان ايجاد حكومت قدرتمند ماد ، سرزمين مانا به اعتباري قلب و مهمترين كانون فرهنگ و تمدن امپراتوري را در بر گرفت .
مسلما" ماناي پيشين ، مركز اقتصادي و فرهنگي حكومت ماد بود . اين ناحيه از ديگر نواحي ماد از لحاظ اقتصادي پررونق تر بود و در آن ، آبادترين كشتزارها و بيشه ها وجود داشت .
مبناي اقتصاد مانا را دامپروري و گله داري تشكيل مي داد . مانايي ها در خلق آثار هنري ، در زمينه معماري و فلزكاري وسفالگري و به ويژه آثار تزيين طلا و آجرهاي نقش دار ، از اعتبار و هنروالايي برخوردار بودند . تاكنون ، در سه محل با انجام كاوشهاي باستان شناسي آثار با ارزشي كه به نام مانايي شهرت دارد به دست آمده است . اين سه محل ، عبارت اند از : زيويه ، حسنلو ،قلايچي  و ربط سردشت. قلعه زيويه در 54 كيلومتري جنوب شرقي سقز و در شمال روستايي به همين نام ، حسنلو در 9 كيلومتري شمال شرقي نقده و 12 كيلومتري جنوب غربي درياچه اوروميه و قلايچي در حومه بوكان و نيز ربط در ۲۰ كيلو متري سردشت واقع شده اند.
آثار هنري پرارزش و مشهور به دست آمده در زيويه و حسنلو و اخيرأ  ربط سردشت ، از نظر نشان دادن پيشرفتهاي خيره كننده فرهنگ و تمدن فلات ايران در هزاره اول ق.م. داراي اهميتي بنيادين هستند . كاوشهاي انجام شده چند سال اخير در قلايچي و به دست آمدن بنايي كه به احتمال نيايشگاه مردم منطقه بوده است ، از نظر بيان ارزشهاي هنر معماري ، از جمله كاربرد آجرهاي نقش دار گوناگون ، حكايت از تواناييهاي آفرينش هنري ساكنان بخش غربي ايران در هزاره اول ق.م. دارد . در حقيقت ، اين شيوه را از تمدن كهن تري در فلات ، ( ايلاميان ) به ارث برده و آن را به اوج شكوفايي رسانده بودند .
دولت مانا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزئي از دولت بزرگ ماد به شمار مي رفت . دو گروه ديگر يعني سكاها و سيمري ها از نظر نژادي و زباني ، با مادها از يك بن و ريشه بودند . در حال حاضر با توجه به اطلاعات كمي كه در دست داريم ، غير ممكن است بتوانيم مادي ها را از سكايي ها و سيمري ها جدا نماييم . زيرا فرهنگ و تمدن اين اقوام كاملا" به هم بستگي داشته است . اين عقيده را هر تسفلد پس از مطالعه نقوش برجسته تخت جمشيد اظهار كرد و از آن دفاع نموده ، ولي امروزه ما با كمال اطمينان مي توانيم آن را بيان كنيم .

 
 
   |    نوشته شده توسط کارو
 
 
 

كشف آثاري متعلق به دوره ماناها از قاچاقچيان در سردشت

ده قطعه آجر با نقش و نگارهاي رنگي و مطالبي با خطوط ميخي مربوط به دوره ماناها از قاچاقچيان در سردشت بدست آمده است.
فرماندار سردشت روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا با تاييد اين خبر گفت: قاچاقچيان اين آجرها را از يكي از تپه هاي اطراف سردشت و با انجام حفاري هاي غيرمجاز به سرقت برده بودند كه با هوشياري و مراقبت شهرداري «ربط» از توابع سردشت كشف و ضبط شده است.
«محمدعلي پرتوي» افزود: اين آجرها در ابعاد 30 در 30 و 40 در 40 داراي نقش و نگارهاي اساطيري و خطوطي به خط ميخي است.
وي اضافه كرد: به اعتقاد كارشناسان در صورت كشف مطالب مندرج در اين آجرها اطلاعات ذيقيمتي از اقوام مانائي و حوزه استقرار آنها در فلات ايران بدست خواهد آمد.

 
 
   |    نوشته شده توسط کارو
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور